I wanna be a pastel gender 𔔀𓇼 ~ (مآهنامه July!!)

تق تق؟ هیچ ایده ای ندارم که ممکنه کسی هنوز هم اینجا خواننده ی یادداشت های اتفاقی روزمره ی یک جانور مثل من باشه یا نه؛ اما با وجود تموم احساسات باز دارندهم راجب نوشتن پست های رندوم اینجا؛ اینکه بالاخره نوبت من هم رسید تا کنکوری شدن رو اعلام کنم * بابت کوچولو بودن خجل* و به قول معروف؛ شتر عزیز بالاخره در خونه که... اتاق ماهم خوابید D:
بخش غم انگیز ماجرا اینه که یادمه انقدر اینجا (بیان) پر از ستاره و فعالیت بودن همه که خودشونو مجبور میکردن برای کنکور وبلاگ هاشون رو ببندن و بیان اعلام کنن که خدانگهدار تا سال دیگر؛ اما دیگه نه خبری ازون ستاره هست نه ازون خواننده هایی که انقدر دنبالت کنن که براشون اهمیتی داشته باشه؛ آیا یک سال آینده رو مینویسی یا نه؟ (چه بسا که یک سال گذشته هم چیزی ننوشتی...)
با این حال دارم مینویسم. و خب ازونجایی که مدتهاست چیزی مبنی بر روزنویسی اینجا نداشتیم و از قضا اول اوتئه و ماه پر نینینینی ژوئیه (دارم از قصدی فرانسوی ش رو استفاده میکنم ولی خب همون جولای کوچولوی نازنازی) رو تازه پشت سر گذاشتیم؛ و قطعا حرف های زیادی درمورد اولین ماه کنکوری بودن دارم که بنویسم؛ بهترین ایده ی ممکن ارائه ی ماهنامه با اسم ماه میلادی بود (و اگر شما نیز مانند مادرم به این فکر کنید که ای بابا، غرب زدگی تقویمی باید بگم بله. ماه های میلادی به مراتب برایم رنگی و متنوع ترند پس Sorry not sorry :دی)

احتمالا اولین اتفاقی که باید بهش اشاره کنم،
(این پست هرگز کامل نشد و من نیز فراموش کردم چه میخواستم بگویم.)
- ۰۴/۰۵/۱۱
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.