⏤☆٭

.the war, that will save my life

⏤☆٭

.the war, that will save my life

⏤☆٭

او؛
که چشمانش گام مرا روشن می‌کند،
که دستانش تردید مرا می‌شکند،
پاروزنان، از آن سوی هراس من خواهد رسید.
گریان، به پیشبازش خواهم شتافت.
و من اورا بیشتر از تمام شعرهایم؛ دوست دارم.

ཻུ۪۪‌

نویسندگان
پیوندهای روزانه
پیوندها

Dear seventeen  ཻུ۪۪‌

يكشنبه, ۲۲ دی ۱۴۰۴، ۰۳:۱۴ ب.ظ

 

" با چشمانی گریان کنار تابوت من نایستید. من آنجا نیستم. خواب نیستم. یکی از هزاران بادی هستم که می‌وزد. "

 

این احتمال بدترین شروعی که می‌تونستم برای پست تولد بنویسم نیست، اما بدون شک یکی از بدترین هاست. اگرچه اجازه بدید توضیح خواهم داد.
هفده برای من آخرین سال نوجوانی نبود، قطعا نیست، و قطعا مایلم تا ۲۱ سالگی همون نوجوونک سر به هوایی که از ۱۵ سالگی هستم باقی بمونم. اما خب سال عجیبی بود. سالی که دلم نمیخواست و نمیخواد که هرگز تموم بشه.
کاش تا ابد ۱۷ ساله بودم.
چیزهای زیادی یاد نگرفتم. اما چیزهای زیادی برام آشکار شد. کارهای زیادی نکردم، جز عشق ورزیدن و کادو درست کردن و نامه نوشتن و برچسب چسبوندن و خریدن چیزک های عجیب و سیب زمینی سرخ کرده خوردن. و ا‌گر لازم به ذکره، تموم قول و قرارهامون رو زیر پا گذاشتم و من رو به پسرک نرد پشت پنجره باختیم. (> <)
کتابهای زیادی نخوندم. ولی خب از لیست مطالعاتم راضی ام. خاطرات بامزه ای من جمله شب بیداری توی بیمارستان و تولد با شمع های سبز و صورتی و شرکت در اولین کلاس کنکورهای زندگیم و سوپرایز شدن توسط هدایایی که توی خوابمم تصور نمیکردم و سفر های عجیب دور و دراز هواپیمایی با خانواده و دیت لگویی و هدیه گرفتن سوپ گرم وقتی مریض بودم و برای اولین بار دسته گل هدیه گرفتن توی کارنامه ی هفده هست، و همونقدر خاطرات عجیب غریب، مثل دائما زیر سرم بودن و کبودی عجیب زیر چشم و از دست دادن ک.ک و حبس خانگی توی خاطرم ثبت شدن.

اولین کتابی که خوندم احتمالا اول شخص مفرد هاروکی موراکامی بود. و آخرین کتابی که کامل تمومش کردم گامبی نهایی (هردو هدیه های گرانقدر از طرف پیخوش که ازین تریبون نهایت تشکر رو به گوش ایشان می‌رسانیم و خب میدانید که حکم کسی که به من کتاب هدیه داده رسما پادشاهی در قلمرو قلب اینجانب است) و درحال حاضر مشغول خوندن پنج پادشاهی جلد ۱ برای بار هزارمم تا اولین مجموعه فانتزی ۱۸ سالگی دنباله ی این کتاب باشه. و همچنین مشغول سیاه کردن اطراف برگه های یادداشت های زیرزمینی و شبهای روشن داستایوسکی هستم و خوشحالم که این کتاب با اوریگامی هایی که بین برگه هاشن رو شبیه کتابی کردم که یه فیلسوف دائم الخمر دیوونه خوندتش.

سریال هایی که دیدم زیاد بودن. ولی میتونم اشاره کنم به قسمت های جسته و گریخته از پاستا که دیدمش و تا ابد و یک روز عاشقشم. بعدش دیدن استرنجر تینگز و ریواچ امبرلا اکادمی واقعا رنگ خوبی به هفده بیچاره ام دادند.

و سینمایی ها ! نشستم و از مارول چند قسمتی دیدم که از خودم راضی ام و ادامه اش خواهم داد، فیلم های عجیب تری مثل رزی؟ سوزی؟ اسمش رو یادم نیست هم دیدم که کاش ندیده بودم. بعلاوه ی عشق بدون پیچش؟ ولی خب اسکار به یادماندنی ترین سینمایی های هفده هم میرسه به تروپیک تاندر که مجدد از پیشنهاد های پیخوش عزیز بود (گول قیافه کمدی ش رو نخورید) که به کل ایده م راجب فیلمهای کمدی رو تغییر داد-

از تغییرات بامزه هفده این بود که من خیلی بیشتر خرید اینترنتی کردم و پول به باد دادم (و راضیم^^) و چیزهای بامزه زیادی خریدم. همچنین خیلی بیشتر با کاغذ رنگی و چسب کار کردم و هدایایی که ساختم تا حد خوبی برای خودم بامزه بودن. (ایشالا برای صاحبشون هم.) و امیدوارم این روند رو حفظ کنم توی سالهای بعدی زندگیم هم-

و بله. به گمونم چیزی بیشتر ازین ندارم که به هفده اضافه کنم. آرزویی که موقع فوت کردن شمع هام گفتمش (و پیخوش گفت نههه باید اروم بگیش تا کسی نشنوه ش- ولی من بلند گف-) تا حد خوبی به وقوع پیوست. و من بابتش خوشحالم.

هفده سالگی برای من ترکیبی از رنگ نارنجی، قهوه ای و زرد بود‌. اگر کتاب بود چیزی می‌شد شبیه قطورترین کتابی که برای تولدم کادو گرفتم و اسمش به " از دست می‌دهیم " ترجمه شده‌. یه وقتایی خیلی احساساتی و بچه سال، یه وقتایی خیلی بزرگ و فهمیده و رنجیده.
و من بابت این سال ممنونم. از همه کسانی که بهم تبریک گفتنش ، یک سال پیش ، و دوستهایی که کنارم بودن ، و شب های سختی که بالاخره صبح می‌شدن.
بابت همشون ممنونم. 

 

پی‌نوشت) و گفتم توضیح خواهم داد! منِ هفده ساله احتمالا هرگز متوقف نشه‌. هرچقدر هم من جلو برم، احتمالا تا ابد میتسوری رو داریم که گوشه این اتاق با کتاب تست منطق مهر و ماه سر و کله می‌زنه و نوک انگشتاش اکلیلی شدن و دور و برش پر از کاغذای خرد شده و گوشه لپش آبنبات انبه ایه. تا ابد کیف سبزه روی دوشش جیرینگ جیرینگ می‌کنه و لبخند های ریز و درشت روز هاش رو توی تلگرامش یادداشت میکنه. 

  • ۰۴/۱۰/۲۲
  • mitiā,~*

نظرات (۲۴)

(حالا درسته هنوز ۲۲ دی نشده اما خب تاریخ بیان که اینو میگه.)

  • 𝚂𝚎𝚕𝚎𝚗𝚎 --
  • تولدت مبارک میتسوری زیبا TT امیدوارم سال جدید برات به طعم کوکی‌های شکلاتی خونگی باشه 3/>

    پاسخ:
    سلن چان =)))) میوو، خیلی متشکرم TTTT
  • .. ꪑꪖꫀᦔꫀꫝ
  • تولدت مبارک💙

    امیدوارم پست سال بعدت هم پر از تجربه، کتابا و فیلمای قشنگ باشه^^

    پاسخ:
    T_T وای خیلی ممنون. 
  • سُولْوِیْگ 🌻
  • دلم برای خودت و حرف‌هات و وسیله‌های جینگول‌پینگولی که می‌خریدی و آدم براشون ضعف می‌کرد، تنگ شده بود میتسو. :)

    تولدت مبارک! 

    پاسخ:
    دکتر سولی :(((( چطوری؟ 
    کانالم هنوزم هست منتهی تقریبا همه رو یه دور پاک کردم چون نمیتونستم تشخیص بدم چه خبره و یسری مشکلاتی پیش اومده بودددیدیکقنق- خواستید خصوصی بدید لینک بدهم بعدا_
    ممنونم TTTTTTTTT

    تولدت مبارک میتسوری دوست داشتنی TT امیدوارم  سال جدید زندگیت هم سرشار از لبخندها باشه :›

    پاسخ:
    متشکرم T^T *قلب های اکلیلی* 
  • 𝒀𝒖𝒎𝒊𝒌𝒐 ツ ! ×
  • حتی خوندن این پست هم باعث شد احساس کنم با جوراب های پشمی قرمز بابانوئلی و کوکی های گرم خونگی نشستم کنار بخاری و ۱۷ سالگیم رو توی دفترچه خاطرات قدیمیم مرور می‌کنم... هر چند که ۱۷ سالگی من اصلا این شکلی نبوده. ولی خیلی کارهای بامزه و عجیب و جالبی کردی که مثل همیشه تو رو منحصر به فرد می‌کنه. تولد مارشمالوی نرم بوس بوسی من مبارک و تا همیشه جای این بچه ی کیوت توی قلب من محفوظ می‌مونه. یه عالمه قلب و بوسه❤️ 

    پاسخ:
    یومیکو چان T^T .... ممنونتممم
    منحصر به فرد؟ *گوریه گوریه گوریه
    وای :(((( ممنونتمممیووو..... 
  • سُولْوِیْگ 🌻
  • بد نیستم، خدا رو شکر. :)

    وای- اتفاقا من وقتی دیدم کانالت رو ندارم یهو ناراحت شدم ولی روم نشد بیام بپرسم چی شده و این‌ها- حتما حتما، خیلی خوشحال می‌شم! *-*

    پاسخ:
    خوشحالم می‌شنوم :) هیهی
    وای TT شرمنده بخدا. من نت ها وصل شه دوباره میذارمشش

    تولدت خیلی خیلی مبارکککTT 💘

    امیدوارم امسال پر از اتفاقات خوب باشه برات، حتی بهتر از هفده سالگی :> بوس بوسی زیاد و کلی بغل برای شمااا 3>

     

    به کجای مارول رسیدی :دی

    پاسخ:
    وای ممنونم :<<< 💞💞💞
    آمین آمین TT متشکرم ازتتت *بغل متقابللل

    وای روم نمی‌شه بگم- خیلی عقب- سینمایی های Thor صرفا-
  • Kitsune ‌‌‌‌‌‌
  • تولدت مبارکD: 

    امیدوارم ۱۸ سالگی چرخ‌آوری پیش رو داشته باشی:>

    پاسخ:
    متشکرممم DD:
    وای. *بغض* ....... منم امیدوارم... منم....
  • غَزَلْ (هیرای)
  • قبول نیست من قرار بود زودتر از خودت بهت تبریک بگم :(((

    پاسخ:
    من هیچ وقت تولدمو تبریک نگفتم- TTXD ممنونممم
  • زری シ‌‌‌
  • مبارکههههه

    ان‌شالله سال خوبی رو شروع کنی ، ۱۸ پر گودرت

    پاسخ:
    مرسییی
    هیهی :)) انشالله انشالله 
  • هلن پراسپرو
  • "و خب میدانید که حکم کسی که به من کتاب هدیه داده رسما پادشاهی در قلمرو قلب اینجانب است"

    چقدر خط "بله بله دقیقا" هستش. از این بعدا استفاده می‌کنم.

     

    تولدت مبارک گوگولی. امیدوارم سال آینده‌ت پر از چیزهای خوشگل و خوشمزه و شاد، و سرشار از عشق باشه:*)<3

    پاسخ:
    =))) خوشحالم شما اینو میگید بانو.

    متشکرمTT امینننن
  • آنی‌ما ‌‌‌‌‌
  • تولدت مبارک میتسوی عزیز. امیدوارم تولد بعدیت بیای بگی به هرچیزی که در هجده سالگی نیاز داشتی، رسیدی. یا حداقل بگی هجده سالگی رو آزادانه و بی‌پروا زندگی کردی و خوشحالی.

    پاسخ:
    آنیما !
    ازت ممنونم :( آرزوی قشنگی بود..... 
  • ‌‌‌‌‌‌‌ ⊰𝑴𝒂𝒏𝒊𝒂𝒄⊱
  • میتسویی قشنگ من

    وقتی عنوان "17" سالگی رو دیدم یه ترسی رو دلم نشست چون نمیدونم چه طلسمی هستش که این سال برای همه یه نوع خاصی از نفرینه و یه اتفاق خیلی خاصی توش رخ میده که یا تبدیل به یه معجزه میشه یا زخم ولی هرچی که باشه مسیر زندگیت توش تغییر پیدا میکنه

    کلا 17 و 18 سالگی دروازه‌ها و پله‌های اولیه برای ورود به بزرگسالی هستن و کوچیکترین چیزا تو آینده‌ت خیلی تاثیر میذاره

    و وقتی پستت رو باز کردم یه بوی وانیلی دارچینی خیلی نازی به مشامم خورد و حس یه ماسلای داغ کنار کسی که دوسش داری رو داشت برام و چقدر خوشحالم که همچین 17 سالگی میتسوری واری داشتی و هر چقدر که ازت گرفته دو برابرش رو پس داده.

    بین آرشیو سریالات منتظر یه سریال آشپزی بودن برای واقعی و وقتی "پاستا" رو دیدم اگه منظورت همون کیدرامای قدیمی باشه که وای منو بردی به دوران هفتم- هشتم که یکی از شیرین ترین دورانای من بودTT

    و هر سری که اشاره به خریدای آنلاینت میکردی یا جینگولی بینگولی اینارو میگفتی من تماااام مدت کاپ کیک ممه‌ای جلو چشم بود:)))XDDD

    در کل خیلی خوشحالم از این سالی که سپری کردی و امیدوارم هر سال تعداد لبخندات بیشتر از اشکات و خنده‌هات پررنگ‌تر از غم‌هات و دستاوردات بیشتر از از دست دادنات باشه و اونی که تو دلت جا خوش کرده همیشگیت باشه غنچه نازم

    ای خدای من جوجه‌ی 14 ساله من بزرگ شده و الان به سن قانونی رسیدهTT

    شما چرا انقدر زود بزرگ میشین..

    و یه آرزو که برای خودم میتونم بکنم اینه که آرزو میکردم که کاش لابه‌لای صفحات کتابی که تو به گوشه کنارهاش رسیدی زندگی میکردم:)

    تولدت خیلی خیلیییی مبارکمون باشه میتسوری چرخ‌آور3>

    پاسخ:
    مانیا چان :33 * بغض *
    خوشحالم همچین وایبی بهت دادهTT 
    و بله همون پاستا ==))) وای که چقدر سریال دلچسب و نوستالژیکیه برای ما.
    وای xDTTT پودینگگگگگ بوددد تبنبتیگیتقمبت 
    ممنونتمTT * شمع روشن میکنه *
    منم باورم نمی‌شه :))))) .... 
    وای.... *اشک اشک اشک* شما توی صفحات کتاب زندگی من جا خوش کردین بعنوان مامان خانومیِ مهربون بیان. TT 
    میتسوریِ چرخ آور‌..... :( ممنونم .......
  • پیخوش 🌨️✨
  • 🏡✨

    پاسخ:
    مقادیر زیادی مشکوک بودن یافت شد

    وای نههه چرا عقبببب

    ببین اتفاقا الان زمان خیلی خوبی برای مارول دیدنه چون دسامبر قراره اونجرز دومزدی بیاد (روز قبل تولدم و انقدر بابتش خوشحالم دارم به کل دنیا میگم ببخشیدTT xD) و اگه الان شروع کنی خیلی سر موقع تمومش می‌کنی برسی به فیلم بعد. :دی

    با ترتیب انتشار ببینشون فقط، نه با ترتیب خط داستانی چون گیجت می‌کنه اون

    پاسخ:
    وای مبارکه عجب هدیه ای DDD: 
    خیلی زیادن ایشالا عمرم قد بده می‌بینم-
  • غَزَلْ (هیرای)
  • سلام میتسو، تولدت مبارک :(, قطعا اگر توی تلگرام بودیم تو رو غرق در نامه و عکس و آهنگ می‌کردم ولی الان مغزم برای هیچی کار نمی‌کنه :(

    امیدوارم اگر ۱۷ بد بود، ۱۸ پر از معجزه و کلی چرخ‌آور و جالب انگیز ناک باشه :)

    پاسخ:
    غزل عزیز :( متشکرم ازت‌. TT منم همینطور. امیدوارم. البته هفده هم سال خوبی بود.
  • چوی زینب دمدمی
  • سلام میتسوی نازم♡

    خوشحالم بالاخره پست جدید می‌بینم ازت^^

    وقتی ۱۵ ساله بودم،یعنی روزهایی که فکر می‌کردم دیگه شیرینی و خاطرات قشنگ بچگی تموم شده،وارد بزرگسالی شدم و این مرحله ی جدیدی از زندگیمه که قراره فقط سخت و دردناک باشه و دیگه هیچ وقت اون شور و حال و احساسات خوب رو تجربه نمی‌کنم،یه وبلاگ نویس که می‌خوندمش و ۱۸ سالش بود از ۱۷ سالگی به عنوان شیرین ترین سال زندگی یاد کرده بود و می‌گفت انگار برای همه اینطوره و چقدر سن خوبیه.(یادم نیست دقیقا چطور می‌گفتTT) 

    و من اون روزا هیچ امیدی نداشتم برای منم اینطور باشه. از نظرم روزهای خوب زندگیم تموم شده بودن.

    اما الان که گذشتم ازش می‌بینم ۱۷ سالگی‌م واقعا به جرئت قشنگترین سال زندگی‌م بود. چیزی که حاضرم هرچی دارمو بدم و برگردم بهش.

    انگار یه جادوییه به اسم جادوی ۱۷ سالگی🩷✨️ خیلی عجیبه.

    خلاصه که امیدوارم برای تو هم این سن همینقدر به یاد موندنی و درخشان باشه🥲

    مراقب خودت باش. حال دلت همیشه خوب:))

    پاسخ:
    به به سلام زینب چاننن
    وای مرسی ازت :( امیدوارم ۱۸ هم سال جالبی باشه. برای من ۱۷ واقعا قشنگ بود. (نیمی خیر و نیمی شر!)
    و واقعا منم دوست دارم برگردم به ۱۷ (حالا کلا دو روز گذش-) TTTT کاش ۱۸ خودشو ثابت کنه بهم وگرنه گریه-
    متشکرم ازتتت
    توهم مراقب دل مهربونت باش :((

    سلام میتسوی عزیز. امیدوارم حالت خوب باشه =)

    تولدت مبارک باشه عزیزم امیدوارم هر روز در زندگیت پیشرفت کنی 🥲💕

    پاسخ:
    سلام سلام! همچنین :(((
    مرسییTT امیدوارم توهم حسابی موفق باشیی

    تولدت مبارک بچه!!! 

    ۱۷ سالگی هم برای من خیلی خاص بود؛ پر از پارادوکس.. نمیدونم چجور بگم مثل این میمونه که ازم بپرسم توی کدوم سال زندگیت حاضری تا ابد زندگی کنی یا به کدوم سال زندگیت حاضر نیستی برگردی و من در جواب هر دوش میگم ۱۷ سالگی..

     

    پاسخ:
    وای دقیقا... ۱۷ افسانه ای!
    مرسی بابت تبریکتتت
  • غَزَلْ (هیرای)
  • پس وقتی هفده خوب بوده و درگیر نفرین هفده نشدی یعنی هجده قراره بهتر هم باشه!

    پاسخ:
    .
  • چوی زینب دمدمی
  • خدا رو شکر که اینطور بودهه**

    برای من ۱۷ تماما خیر بودTT

    منو برگردونید بهشششش😭😭

    پاسخ:
    .

    با تاخییر امیدوارم تبریک ناقابل بنده رو هم  اینجا پذیرا باشی T-T وانیای گوگولی من تولدت کلی مبارک! یه چیزی راجب هیفده سالگی هست که نمیدونم چیه ولی خیلی جادویی و خاصش میکنه و برای منم سن خیلی خاص و جالبی بود برعکس اینکه همه 18 رو سن هیجان انگیزی میدونن . تعجبی هم نداره همیشه  girls in the songs are always seventeen 

     اما اما !!! امیدوارم زره نقره ای و درخشانت رو پوشیده باشی و شمشیرت رو کنارت نگه داری و به عنوان یه شوالیه آماده ی 18 سالگی باشه و کلی ماجراجویی قشنگ و دوست داشتنی پیش روت داشته باشی*بوس بوس * =*))))

    اها و به برونو هم بگو خفه شه! ^^

    پاسخ:
    وای نگین عزیزم :))) متشکرم از تبریکتتت 
    *بارش اکلیل و قلب* خیلی خشوحالم کردی TT
    +++ جوری که ۱۷ خاص بود که وای.

    .
    مرسی واقعا نیازداشتم یادم بیاد اینو. 
    خفه شو برونو!!!!
  • 𝓳𝓮𝓷𝓭𝓸𝓴𝓲 =)
  • یک تبریک پساپس هم از این جانب بپذیرید✨..

    ولی جدی کاش میشد تا اخر ۱۷ساله موند

    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">