او؛ که چشمانش گام مرا روشن میکند، که دستانش تردید مرا میشکند، پاروزنان، از آن سوی هراس من خواهد رسید. گریان، به پیشبازش خواهم شتافت. و من اورا بیشتر از تمام شعرهایم؛ دوست دارم.
میتسوری... :(((( با من همچین نکنید من قلبم از پنبهاس... سریع وا میره..
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند. اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
میتسوری... :((((
با من همچین نکنید من قلبم از پنبهاس... سریع وا میره..