⏤☆٭

.the war, that will save my life

⏤☆٭

.the war, that will save my life

⏤☆٭

او؛
که چشمانش گام مرا روشن می‌کند،
که دستانش تردید مرا می‌شکند،
پاروزنان، از آن سوی هراس من خواهد رسید.
گریان، به پیشبازش خواهم شتافت.
و من اورا بیشتر از تمام شعرهایم؛ دوست دارم.

ཻུ۪۪‌

نویسندگان
پیوندهای روزانه
پیوندها

۱ مطلب در خرداد ۱۴۰۴ ثبت شده است

تردید،پیچک،دمنوش،قطآر

چهارشنبه, ۱۵ خرداد ۱۴۰۴، ۰۹:۵۹ ق.ظ

انتشار مجدد چون دوستش دارم.

"این بلیط، متعلق به آخرین سفر زندگی شما می‌باشد"
به حروف درشت و فاصله داری که با قدیمی ترین دستگاه ممکن بالای بلیط توی دستم تایپ شدن نگاه می‌کنم. یک ظهر تابستونی کند بود که تصمیم گرفتم اینجا بایستم. ایستگاه قطار چندان شلوغ نیست، به غیر از من، مرد لاغری که از پشت باجه ی پذیرش هم چشم های گودش ادم رو می‌ترسونه و یک پیر مرد که بنظر اخیرا پاش رو به خاطر مرض قند از دست داده؛ کس دیگه ای اینجا نیست. انگار ظهر های آگوست انقدر طولانی و گرمن که آدمها حوصله ی انجام هیچ کاری غیر از چرت زدن رو ندارن، حتی مردن.

  • mitiā,~*