⏤☆٭

.the war, that will save my life

⏤☆٭

.the war, that will save my life

⏤☆٭

او؛
که چشمانش گام مرا روشن می‌کند،
که دستانش تردید مرا می‌شکند،
پاروزنان، از آن سوی هراس من خواهد رسید.
گریان، به پیشبازش خواهم شتافت.
و من اورا بیشتر از تمام شعرهایم؛ دوست دارم.

ཻུ۪۪‌

نویسندگان
پیوندهای روزانه
پیوندها

۲ مطلب در آبان ۱۴۰۳ ثبت شده است

قمقمه، لامپ، دریا، کیک

يكشنبه, ۶ آبان ۱۴۰۳، ۰۵:۵۴ ب.ظ

پونزده سالم که بود؛ اصلا راجب پونزده سالگی فکر نمی‌کردم. روزا میومد و می‌رفت و به همه چیز اهمیت می‌دادم جز پونزده سالگی. اما حالا؟ با تموم وجودم آرزو می‌کنم که ای کاش می‌تونستم یکی از هزارتا داستانم رو اینطوری شروع کنم: پونزده سال که بودم ...

  • mitiā,~*

فراخوان نویسندگی⊹.𓆸 (pay attention !!)

يكشنبه, ۶ آبان ۱۴۰۳، ۰۱:۴۴ ب.ظ

سلام، هیچ ایده ای ندارم چرا اسم پست اینه حالتون چطوره؟

ازونجایی که بیان نسبت به قبل شبیه قبرستون شده برام، بلا نسبت فعالین عزیز، به این نتیجه رسیدم که یکمی بیشتر بنویسم، که البته نمی‌خوام محتوی صرفا روزمره باشه، ولی ازونجایی که مدت هاست جز روزمره چیزی ننوشتم یکمی سخت بنظر میرسه. پس چی؟ میخوام از شماها کمک بگیرم (چقدرم که زیادیم TT) 

میخوایم یه کاری کنیم: شما بیاین و برام سه تا پنجتا کلمه ی داستان خیز _ دوباره میتسو و کلمه سازی های نامفهوم _ بگین. چمی‌دونم، مثلا شاهزاده، جنگ، عشق، قصر یا همچین چیزی. اگر کاملا به هم مرتبط نبودن هم هیچ اشکالی نداره. بعد من چیکار میکنم؟ تلاش میکنم روزی که داشتم رو بگنجونم توی یک داستان که عناصرش کلماتی که شماها توی کامنتا گفتین باشه. اینطوری هم خلاقیت به خرج دادیم هم تلاش کردیم بنویسیم هم به روزمره م یه ربطی داشته و بی ایده نمی‌مونم. نظرتون چیه؟ 

* لطفا هر تعداد که به ذهنتون رسید برام کلمه کامنت کنید و اصلا مهم نیست اگر تکراری شدن. ممنون !! ♡`

  • mitiā,~*